معنی ملین
6 بازدید
[ مُ لَ یْ یَ ] (ع ص) نرم گردانیده شده. (آنندراج). نرم شده. || آرام شده. (ناظم الاطباء).[ مُ لَ یْ یِ ] (ع ص، اِ) نرم گرداننده. (آنندراج). هر چیزی که نرم کند. (ناظم الاطباء). نرم کننده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): اگر هنوز بر صلابت حال اول است به سخنهای ملین و گفتار چرب مبین اگر نرم نشود باری در درشتی نیفزاید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۲۲). || (اصطلاح پزشکی) لینت دهنده و سست کننده و اسهال آورنده و هر آنچه شکم را نرم کند. (ناظم الاطباء). طبیبان جز داروی تیز را (چون سقمونیا و شحم حنظل و خربق سیاه و تربد و مانند آن) مسهل نگویند از بهر آنکه داروهای قابض و لزج و شیرین و شور استفراغ اندک کند و جز از معده و امعاء و آنچه بدین نزدیک است استفراغ نکند. [ و داروهای استفراغ کننده را که تیز نباشد ] ملین گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دوایی که به قوت حرارت معتدله و رطوبت خود اخراج نماید آنچه در معده و امعاء است، مانند مغز فلوس و تمرهندی و شیرخشت. (فهرست مخزن الادویه). اعم از منضج و مزلق و مخرج ما فی المعده و امعاء است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). مسهلی سبک. لینت بخش . که شکم براند اندکی چون مسهل. دارو که معده را به کار دارد نه به بسیار مسهل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر