معنی ملک‌زدای

معنی ملک‌زدای

6 بازدید
[ مُ زَ / زِ ] (نف مرکب) از میان بردارندهٔ ملک. نابودکنندهٔ سلطنت : ای ملک زدایندهٔ هر ملک زدایان ای چارهٔ بیچاره و ای مفزع زوار. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی چ ۱ تهران ص ۱۲۶). عدو ببندند از حمله های دهرنورد جهان بگیرند از تیغهای ملک زدای. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۵۱۲). ملک زداینده. [ مُ زَ / زِ یَ دَ / دِ ] (نف مرکب) ملک زدای : ای ملک زدایندهٔ هر ملک زدایان ای چارهٔ بیچاره و ای مفزع زوار. منوچهری. رجوع به ملک زدای شود.

کلمات هم‌قافیه با «ملک‌زدای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید