معنی ملکتطراز
3 بازدید
[ مُ کَ طَ ] (نف مرکب) ملکت طرازنده. ملک آرا. آنکه مملکت را رونق و آرایش دهد: افسرخدای خسرو، کشورگشای رستم ملکت طراز عادل ملت فروز داور.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ملکتطراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر