معنی ملکبانو
6 بازدید
[ مَ لِ ] (اِ مرکب) بانوی ملک. شاه بانو: چو گل بودم ملک بانوی سقلاب کنون دژبانوی شیشه ام چو گلاب.نظامی.
کلمات همقافیه با «ملکبانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر