معنی ملکالناصر
4 بازدید
[ مَ لِ کُنْ نا صِ ] (اِخ) (الـ ...) رجوع به صلاح الدین ایوبی شود.[ مَ لِ کُنْ نا صِ ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن اسماعیل بن عباس الرسولی (متوفی ۸۲۷ هـ . ق.) از ملوک دولت رسولی یمن است. پس از مرگ پدر در سال ۸۰۳ هـ . ق. به فرمانروایی رسید. برادرش حسین ملقب به الملک الظافر بر او بشورید و زبید را تصرف کرد اما ملک الناصر بر او تاخت و دستگیرش کرد و بر دو چشم او میل کشید. وی در صنعا پایتخت خود درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۲). و رجوع به همین مأخذ و طبقات سلاطین اسلام ص ۸۸ شود.[ مَ لِ کُنْ نا صِ ] (اِخ) (الـ ...) صلاح الدین داودبن الملک المعظم، عیسی بن محمدبن ایوب (۶۰۳ -۶۵۶ هـ . ق.) فرمانروای کرک و یکی از شعرای ادیب بود. به مرض طاعون در دمشق وفات یافت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۰۵ و ۳۰۶). و رجوع به همین مأخذ شود.[ مَ لِ کُنْ نا صِ ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن قلاوون بن الملک المنصور، مکنی به ابوالفتح (۶۸۴ -۷۴۱ هـ . ق.). از پادشاهان بزرگ دولت قلاوونی است. در دمشق اقامت داشت اما در عراق و دیاربکر و روم و مصر خطبه به نام او خوانده می شد. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۶۶). رجوع به همین مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «ملکالناصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر