معنی ملک‌افروز

معنی ملک‌افروز

5 بازدید
[ مُ اَ ] (نف مرکب) روشن کنندهٔ ملک. رونق و شکوه بخشندهٔ مملکت : همیشه شاد زی ای شهریار ملک افروز ترا زمانه شده پیشکار و دولت رام. مسعودسعد. ز ملک و دین نمی نازند شاهان بلنداختر که آمد شاه ملک افروز مهمان قوام الدین. امیرمعزی (از آنندراج). رای ملک افروز تو درماندگان را کارساز دولت فیروز تو بیچارگان را دستگیر. امیرمعزی (از آنندراج). رای ملک افروز او را ماه تابان خادم است دولت پیروز او را چرخ گردون چاکر است. امیر معزی (دیوان چ اقبال ص ۱۱۳). فلک قدر ملک دیدار گردون فر دریادل جهان آرای ملک افروز کشورگیر فرمان ران. عمعق (دیوان چ نفیسی ص ۱۹۰).

کلمات هم‌قافیه با «ملک‌افروز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید