معنی ملوکستای
4 بازدید
[ مُ سِ ] (نف مرکب) ملوک ستاینده. ستایشگر ملوک. مدح کنندهٔ پادشاهان. مداح سلاطین : همی ستود نداند ترا چنانکه تویی زبان مادح و اندیشهٔ ملوک ستای.فرخی. ستوده ای که گرامی تر از ستایش او سخن به هم نکند خاطر ملوک ستای.فرخی. از فارسی زبانان ملوک ستای رودکی در قباب جلال رضی سامانی امیر خراسانی... منشآت خاقانی (چ محمد روشن ص ۲۹۸).
کلمات همقافیه با «ملوکستای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر