معنی ملونی
12 بازدید
[ مُ لَ وْ وَ ] (حامص) حالت و چگونگی ملون. رجوع به ملون شود. - ملونی کردن؛ تغییر رنگ دادن. دگرگون شدن. تغییر حال دادن : گاه چو حال عاشقان صبح کند ملونی گه چو حلی دلبران مرغ کند نواگری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ملونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر