معنی ملوحة
7 بازدید
[ مُ حَ ] (ع مص) شور شدن آب. (ترجمان القرآن). شور گردیدن آب. ملاحة. (از منتهی الارب) (آنندراج). مُلوح ملاحة. (اقرب الموارد). رجوع به ملوح و ملاحة شود. || (اِمص) شوری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ لْ لو حَ ] (اِخ) دهی بزرگ به حلب. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ملوحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر