معنی ملقحة
6 بازدید
[ مُ قَ حَ ] (ع ص) مادهٔ باردار. ج، ملاقح. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ قِ حَ ] (ع ص) مفرد ملاقح. (منتهی الارب). بادی که از ابر بارانهای سودمند فرود می آورد. (ناظم الاطباء). ریح ملقحة؛ باد که درخت را باردار کند و از ابر باران آرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاقح شود.
کلمات همقافیه با «ملقحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر