معنی ملفوفه
7 بازدید
[ مَ فَ / فِ ] (از ع، ص) مأخوذ از تازی، ملفوف و پیچیده شده و در جوف گذاشته و لفافه کرده. (ناظم الاطباء). و رجوع به ملفوف شود. - ملفوفهٔ فرمان؛ فرمان پادشاهی که قطع آن کوچکتر از فرمان باشد و به مهر کوچک پادشاه مهر شده و مقید به ثبت در دفاتر نباشد. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملفوفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر