معنی ملطفات
7 بازدید
[ مُ لَ طْ طِ ] (ع ص، اِ) مأخوذ از تازی، داروهای رقیق کننده. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ قبل شود.[ مُ لَ طْ طَ ] (ع اِ) جِ ملطفة: وکانت الملطفات قد قدمها الی اهل البلد یعدهم النصر و الخلاص مما هم فیه من الظلم. (ابن الاثیر از حواشی چهار مقاله چ معین صص ۲۵ -۲۶). و کان السلطان [ الملک الناصر محمدبن قلاون ] عند قدومه الی مصر [ قد ] بعث الی نواب القلاع الملطفات یأمرهم بحفظها. (سلوک مقریزی از تعلیقات چهارمقاله چ معین ص ۴۶۴). و من حیله [ حیل علی بن صدقة الوزیر ] انه کان یکتب الی ملوک الاطراف ملطفات صغاراً فی رق خفیف و یشق فی جلد ساق الرکابی... (ابن الطقطقی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). حقیقت است که علی مرتضی دست مصطفی بود که نیابت قلم و شمشیر داشت و هم علی به سهل حنیف و معاویه به احنف قیس... بیشتر ملطفات به خط خویش نوشتندی. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۲۲۶). به کرات ملطفات نبشته و مرقعات فرستاده است. (سندبادنامه ص ۱۹۵). التماس کرد تا آن ملطفات را به حضرت فرستم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۴۰). شار از آن ملطفات نفور شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و رجوع به ملطفه شود.
کلمات همقافیه با «ملطفات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر