معنی ملسون
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) دروغ گوی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کذاب. (از اقرب الموارد) (محیط المحیط): به نزدیک ارباب براعت به زبان شناعت ملسون نشوم. (المعجم چ دانشگاه ص ۲۰). || در لسان گوید: رجل ملسون؛ مرد شیرین زبان دور از کردار. (از اقرب الموارد). || زبان بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر