معنی ملسنه
4 بازدید
[ مُ لَ سْ سَ نَ ] (ع ص، اِ) ملسن. (منتهی الارب). نعل باریک و لطیف همچون زبان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). از نعال چنان است که از طول و لطافت همانند زبان باشد. (از محیط المحیط). و رجوع به ملسن معنی دوم شود. || امرأة ملسنةالقدمین؛ زن باریک درازپای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || گیاهی است. (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملسنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر