معنی ملسن
7 بازدید
[ مِ سَ ] (ع اِ) سنگ که بر دهانهٔ سوراخ کفتار نهند جهت صید. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). سنگی که بر بالای در خانه (لانه)ای که با سنگ ساخته شده قرار دهند و گوشت جانور درنده را در عقب آن نهند و چون جانور داخل شود و گوشت را خورد سنگ بر در افتد و لانه را ببندد. (از اقرب الموارد).[ مُ لَ سْ سَ ] (ع ص، اِ) آنچه سرش را شبیه به زبان ساخته باشند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نعل باریک لطیف همچون زبان. ملسنة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) و رجوع به ملسنة شود.[ مُ سِ ] (ع ص) فصیح و آنکه بسیار سخن می گوید. (از ذیل اقرب الموارد).[ مُ لَ سْ سِ ] (ع ص) آنکه از حیرت یا فکر زبان خود را گاز بگیرد. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر