معنی ملحقات
7 بازدید
[ مُ حَ ] (ع اِ) جِ ملحقه، تأنیث ملحق. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ملحق شود. || مأخوذ از تازی، مضافات و ضمیمه ها. || شهرهایی که از دشمن گرفته و آنها را ضمیمهٔ مملکت خود کرده باشند. (ناظم الاطباء). || آنچه پس از تمام شدن بر کتاب درافزایند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملحقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر