معنی ملحج
8 بازدید
[ مَ حَ ] (ع اِ) پناه جای. (منتهی الارب) (آنندراج). پناهگاه. (ناظم الاطباء).[ مُ حَ ] (ع اِ) پناهگاه. مُلتَحَج. (از اقرب الموارد). رجوع به ملتحج شود. || (ص) قفل ملحج؛ قفلی که باز نشود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملحج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حج» برای سرودن شعر