معنی ملتمسات

معنی ملتمسات

6 بازدید
[ مُ تَ مَ ] (ع اِ) مأخوذ از تازی، درخواستها و استدعاها و مستدعیات. (ناظم الاطباء). جِ ملتمسة، مؤنث ملتمس : امضای عزیمت به تقدیم ملتمسات ایشان بر اذن و فرمان شاه موقوف گردانید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۳). دیگر هرچه از ملتمسات داری بیار. (مرزبان نامه ایضاً ص ۱۴۹). در ملتمسات و مطالب که از آن طرف رفتی دقایق ایجاب و انجاز محفوظ داشتی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۷). تذکره ای که شیخ ابوالحسن فرا من داده بود مشتمل بر ملتمساتی معین، به وی دادم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۸). تا دست رد بر سر آن ملتمسات بازنهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۲۸). اصحاب حاجات و ارباب ملتمسات و متقلدان اعمال و منسوبات اشغال متوجه حضرت او گشتند. (جهانگشای جوینی). و جمعی را بفرستد تا... ملتمسات مبذول افتد. (تاریخ غازان ص ۳۹). ملتمسات او را بحسب دلخواه تقضی نماید. (تاریخ غازان ص ۸۹). غازان خان ملتمسات او مبذول فرموده... (تاریخ غازان ص ۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «ملتمسات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید