معنی ملبوسات
7 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جامه هایی که از آن لباس ساخته می شود و جامه های پوشیدنی. (غیاث) (آنندراج). مأخوذ از تازی، جامه ها و پوشاکها و کسوتها. (ناظم الاطباء). جِ ملبوسة، مؤنث ملبوس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ملبوسات خلفا و رایات اسلام و مسند قضاة نه همه سیاه است؟ (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۲۰۹). از مطعومات و ملبوسات و مشروبات... با خود روانه گردانید. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). و رجوع به ملبوس شود.
کلمات همقافیه با «ملبوسات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر