معنی ملبوس

معنی ملبوس

9 بازدید
[ مَ ] (ع ص) پوشیده و جامه پوشیده. (ناظم الاطباء): به لباس پیراستهٔ عمر ملبوس و متردی شدندی. (سندبادنامه ص ۳۴۲). || مجازاً، مخفی. نهان. پنهان : گرچه آن محسوس و این محسوس نیست لیک آن بر چشم جان ملبوس نیست. مولوی (مثنوی چ کلالهٔ خاور ص ۳۸۴). || (اِ) جامهٔ پوشیدن مثل پیراهن و قبا و دستار و کلاه وغیره. (غیاث). جامه و پوشاک و هر چیز پوشیدنی مانند پیراهن و قبا و دستار و کلاه و زیر جامه که آن را پوشیده باشند. (ناظم الاطباء): همتم گفتا که ملبوس جلال دق مصری وشی صنعایی فرست.خاقانی. ملبوس مختصر که کهتر بفرستد، به پوشیدن آن را گرامی کند و بزرگ گرداند. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۳۰۱). خوردنی از پوشیدنی جدا کند و ازبهر هر مأکولی و ملبوسی وعایی و جایی مخصوص گرداند. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۷۰). پیشکشهای مرغوب از ملبوس و مرکوب و غیر آن جمله مرتب کرد و به خدمت خسرو آمد. (مرزبان نامه ایضاً ص ۲۵۱).

کلمات هم‌قافیه با «ملبوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید