معنی ملالة
7 بازدید
[ مَ لَ ] (ع مص) سیر برآمدن. (تاج المصادربیهقی). ملال. ملالت. رجوع به ملال و ملالت شود.[ مَ لْ لا لَ / مَ لَ ] (ع ص) مرد به ستوه آمده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ملال یافته. و گویند: رجل ملالة و تاء برای مبالغه است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر