معنی ملاطفات
5 بازدید
[ مُ طَ ] (ع اِ) جِ ملاطفه به معنی نامهٔ خرد. ملطفه ها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاطفه و ملطفه شود. || ملاطفتها. مهربانیها. نیکوییها: نیز با وی تذکره ای است چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۰۹). بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند و وفاق و ملاطفات را پیوسته گردانند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷۱). به کوی [ حصیری ] که نگاه داشت رسم را این چیز حقیر فرستاده آمد و بر اثر، عذرها خواسته آید و سزای هر دو جانب مهادات و ملاطفات شود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۲۱۰). و همچنین او را به انواع ملاطفات می نواخت. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۳۰). بر عادت یاران صادق و غمخواران مشفق ملاطفات آغاز نهاد. (مرزبان نامه ایضاً ص ۵۶). بفریفت و به طریق مهادات و ملاطفات وانواع مبرات به دست آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۱۰). و رجوع به ملاطفت شود.
کلمات همقافیه با «ملاطفات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر