معنی ملاباجی
5 بازدید
[ مُ لْ لا ] (اِ مرکب) معلمه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معلمهٔ مکتب دختران. - ملاباجی چُندک؛ زنی که دایم بر مصائب خود یا دیگران غم خورد یا دایم از عجز خود گوید. به مزاح، زنی بسیار اندوه خواره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملاباجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر