معنی ملاب
4 بازدید
[ مَ ] (معرب، اِ) نوعی است از بوی خوش. (مهذب الاسماء). فارسی معرب است و آن نوعی از بوی خوش است. (المعرب جوالیقی ص ۳۱۶). نوعی از بوی خوش یا آن زعفران است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). عطری شبیه خَلوق یا زعفران. (از اقرب الموارد ذیل «ل و ب»). هر عطر مایع، فارسی است. (از اقرب الموارد ذیل «م ل ب»). فارسی آن مُلاب است و آن هر عطر مایع را گویند. (از الفاظ الفارسیة المعربة تألیف ادی شیر).[ مُ ] (اِ) رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «ملاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر