معنی ملائمة
4 بازدید
[ مُ ءَ مَ ] (ع مص) سازواری کردن. (از منتهی الارب). سازواری دو چیز را فراهم آوردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || صلح کردن میان قوم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سازوار بودن طعام کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) نزد پاره ای از علمای اصول به معنی مناسبت استعمال شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || مجازاً به معنی نرمی. (آنندراج). و رجوع به ملایمت شود.
کلمات همقافیه با «ملائمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر