معنی ملاء
7 بازدید
[ مُ لْ لا ] (از ع، ص) بسیار پر یعنی پر بسیار از علم. مأخوذ از ملؤ، که به معنی پری است چنانکه کُبّار به معنی بسیار بزرگ. فارسیان این قسم الف ممدوده را مقصوره خوانند مگر در اضافت و وصفیت. (از غیاث). و رجوع به مُلاّ شود.[ مِ ] (ع ص، اِ) جِ مَلی ء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ملی ء شود. || جِ مَلآن و مَلآنة و ملأی [ مَ آ ] . (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ملآن شود.[ مُ ] (ع اِ) زکام. (منتهی الارب). زکام و گرانی که از امتلا عارض گردد. (ناظم الاطباء). زکامی که از امتلا عارض گردد. (از اقرب الموارد). || جِ مُلاءَة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ملاءة شود.[ مَ ] (ع مص) پر شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر