معنی مقیم کازرونی
5 بازدید
[ مُ مِ زِ ] (اِخ) از شاعران نیمهٔ اول قرن دهم هجری است. از اوست: همه کردند دوا درد دل شیدایی من و سودای تو و عالم بی پروایی. و رجوع به فرهنگ سخنوران و مجالس النفایس ص ۳۸۹ شود.
کلمات همقافیه با «مقیم کازرونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر