معنی مقیم سبزواری
5 بازدید
[ مُ مِ سَ ] (اِخ) از شاعران قرن دهم هجری است که روزگاری مقیم هندوستان بود. از اوست: با مقیم از ناز گفتی نیست پروای کسم آری آری کی به این خوبی ترا پروای ماست. و رجوع به فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «مقیم سبزواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر