معنی مقلیاثا

معنی مقلیاثا

6 بازدید
[ مَ ] (اِ) به لغت سریانی تخم سپندان است که تخم تره تیزک باشد و به عربی حب الرشاد خوانند. (برهان). لغت سریانی است به معنی تخم تره تیزک که آن را هالون گویند. (غیاث) (آنندراج). حُرف. (بحر الجواهر). ثُفّا. ترتیزک. شاهی. تره تندک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقلیثا، معرب آن مقلیاثا، نام سریانی حبوب برشته است از قلی بمعنی برشته. (ازحاشیهٔ برهان چ معین). || آنچه از بزور که برشته شود. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ج ۱ ص ۳۳۱). بر داروی مرکبی که از دانه های برشته شده اخذ شود اطلاق کنند (از بحرالجواهر): مقلیاثا بگیرند اسپغول و تخم مرو و تخم خرفه و تخم لسان الحمل و تخم گل و تخم حماض و تخم خطمی پاک کرده و تخم شاهسفرم از هر یکی یک اوقیه همه بریان کرده... (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «مقلیاثا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ثا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید