معنی مقلوبة
4 بازدید
[ مَ بَ ] (ع ص) مؤنث مقلوب. رجوع به مقلوب شود. - ارض مقلوبة؛ دیار قوم لوط. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ماده شتر گرفتار بیماری قلاب . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به مقلوب شود. || (اِ) گوش. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). گوش خواه از انسان باشد و یا از حیوان دیگر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقلوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر