معنی مقفعی
5 بازدید
[ مُ قَ فْ فَ ] (ص نسبی) منسوب به مقفع و ابن المقفع. || (اِ) قسمی تراش و اندام قلم منسوب به ابن مقفع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): به زمین عراق دوانزده قلم است هر یکی را قد و اندام و تراشی دیگر و هر یکی را به بزرگی از خطاطان باز خوانند یکی مقلی، به ابن مقله باز خوانند... سدیگر مقفعی که به ابن مقفع باز خوانند. (نوروزنامه ص ۴۹).
کلمات همقافیه با «مقفعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر