معنی مقصی
9 بازدید
[ مُ صا ] (ع ص) دوره کرده. (از تاج العروس) (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به ذیل مادهٔ بعد شود.[ مُ قَ صْ صا ] (ع ص) شتری که قسمت کمی از کنارهٔ گوشش بریده باشد. (از قطر المحیط) (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس) (از شرح قاموس فارسی ص ۱۱۵۰).[ مَ صی ی ] (ع ص) شتر یا گوسپند بریده گوش. (ناظم الاطباء). جمل مقصو و مقصی؛ شتری که کنار گوش او اندکی بریده شده باشد. (از اقرب الموارد). مقصی [ مُ قَ ص صا ] . (قطر المحیط). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مقصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر