معنی مقصدی
5 بازدید
[ مَ صَ ] (اِخ) از شاعران و طبیبان و از مردم ساوه بود.به قول مؤلف تذکرهٔ صبح گلشن «درنظم ید بیضا می نمود و از حذاقت طب رونق بازار مسیحی هم می افزود». از اوست: خواهم که کسی حال مرا پیش تو گوید اما چه کنم بیکسم و هیچکسم نیست. و نیز: تو کاری کن که مردم آفت جانها ندانندت و گرنه سهل باشد کار این یک جان که من دارم. و رجوع به تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۳۸ و تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر طبع دکتر شهیدی ص ۲۲۷ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «مقصدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر