معنی مقرتب
4 بازدید
[ مُ قَ تَ ] (ع ص) مرد بدغذا. (منتهی الارب). بدغذا. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقرتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر