معنی مقدرت

معنی مقدرت

3 بازدید
[ مَ دُ رَ / مَ دَ رَ / مَ دِ رَ ] (ع مص) توانگر بودن. (غیاث). || توانایی داشتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقدرة شود. || (اِمص، اِ) قدرت و توانایی. (غیاث). تاب. توان. توانایی. مِرَّة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): با آنچه ملک عادل انوشروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و کمال مقدرت و صدق لهجت حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۵۵). با آنکه کمال استیلا و استعلا حاصل است و اسباب امکان و مقدرت ظاهر تجاوز و اغماض ملکانه در حق بندگان مخلص بر این سیاقت است. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۳۹۰ و ۳۹۱). امروز بحمداللََّه تعالی... سیف الدولة والدین... به مقدرت و مکانت هزار ملک رضی سامانی... (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۷۱). هیچکس از شاهان روی زمین و اهل مقدرت و تمکین با من نه احسان توانند کرد و نه شادی دیگر بر این فزود. (تاریخ طبرستان ابن اسفندیار). که کنم با رایهامان مشورت کوست پشت ملک و قطب مقدرت.مولوی. گفت با اینها ندارم مشورت که یقین سستم کنند از مقدرت.مولوی. و رجوع به مقدرة شود. - مقدرت داشتن؛ توانایی داشتن. قدرت داشتن : اگر دست رسیدی و مقدرت داشتی به سواد شب بربیاض روز بلکه به سواد دیدهٔ عقل بربیاض پیکر روح تهنیت نامه نوشتی. (منشآت خاقانی چ محمدروشن ص ۳۳۸).

کلمات هم‌قافیه با «مقدرت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید