معنی مقتری
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) میزبانی کننده و نکویی نماینده با مهمان. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنکه میهمان را می پذیرد و میزبانی می کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اقتراء شود. || در پی بلاد رونده و طلب کننده به رفتن از شهری به شهری. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه از شهری به شهری مسافرت می نماید. (ناظم الاطباء). || آنکه قصد و اراده می کند. || آنکه کوشش می نماید. || آنکه پیروی می کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مقتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر