معنی مقتدح
8 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ع ص) آنکه از آتش زنه آتش می گیرد. (ناظم الاطباء). به چخماق زننده آتش زنه را. (آنندراج). || آنکه از دیگ شوربا می آشامد. (ناظم الاطباء). شوربا به کفلیز برگیرنده. (آنندراج). || مدبّر در کارها. (ناظم الاطباء). اندیشه کار. (آنندراج). و رجوع به اقتداح شود.
کلمات همقافیه با «مقتدح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دح» برای سرودن شعر