معنی مقاولت
6 بازدید
[ مُ وَ / وِ لَ ] (از ع، اِمص) مقاولة. گفت و شنود. گفتگو: چه آن جمع اهل مقاومت و کفو مقاولت او نبودند و همه به یک لطمه از موج بحر او متلاشی شدندی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۰۳). و رجوع به مقاولة شود.
کلمات همقافیه با «مقاولت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر