معنی مقانع
7 بازدید
[ مَ نِ ] (ع اِ) جِ مِقنَع و مِقنَعة. (ناظم الاطباء). جِ مقنعة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مقنع و مقنعة شود. || جِ مَقنَع، گواه عدل و بسنده که بس است ذات او یا شهادت او یا حکم او. (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به مَقنَع شود.
کلمات همقافیه با «مقانع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر