معنی مقاطعات
4 بازدید
[ مُ طَ ] (ع اِ) جِ مقاطعه. مالیاتهایی که مقدار آنها بطور مقطوع و بدون رسیدگی به میزان حقیقی آنها تعیین شده باشد: بعد از آن در باب امر خراج از مساحتها با ضمانات و مقاطعات عدول کردند. (تاریخ قم ص ۱۹۰). و رجوع به مقاطعه شود.
کلمات همقافیه با «مقاطعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر