معنی مقاصیر
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مَقصَر و مَقصِر و مقَصَرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مقصر و مقصرة شود. || مقاصیر الطرق ؛ کرانهٔ راهها و نواحی آنها. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || جِ مقصوره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سراهای فراخ استواربنا. کوشک ها: اگر هیچ کس را در معاملهٔ ایشان مرابحه ای توانستی بود آدم را بودی که بنیت و خلقت او در مقاصیر دارالنعیم و صورت و صفت او فهرست احسن التقویم بوده است. (سندبادنامه ص ۱۱۱). و رجوع به مقصوره شود.
کلمات همقافیه با «مقاصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر