معنی مقاسمة
4 بازدید
[ مُ سَ مَ ] (ع مص) با کسی سوگند خوردن. (المصادر زوزنی). کسی را سوگند خوردن. (تاج المصادر بیهقی). از برای کسی سوگند خوردن. (ترجمان القرآن). سوگند کردن برای کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || کسی را سوگند دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || با کسی چیزی قسمت کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). چیزی را با کسی بخش کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || بهره و بخش خود را گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «مقاسمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر