معنی مقادرة
4 بازدید
[ مُ دَ رَ ] (ع ص) دار مقادرة؛ سرای تنگ. (منتهی الارب). خانهٔ تنگ و ضیق. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ دَ رَ ] (ع مص) اندازه کردن چیزی بر چیزی. (منتهی الارب). مقایسه کردن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کردن کاری را مانند کار دیگری. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نبرد کردن با کسی در زورآوری. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقادرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر