معنی مقابل‌کوب

معنی مقابل‌کوب

6 بازدید
[ مُ بِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) چیزی که مقابل خود را از روی بلندی یا خوبی پست سازد. (آنندراج). قلعه ای که در مقابل قلعه سازند موقت، گرفتن و تسخیر اولی را. باره و قلعه ای که در برابر قلعه راست کنند تا از آنجا توانند آن را با منجنیقها ویران کرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): فوجی از امرا و سپاهیان را به ساختن مقابل کوب و محاصرهٔ آن جمع منکوب مأمور ساختند. (حبیب السیر چ قدیم تهران ج ۲ ص ۲۳۲، یادداشت ایضاً). در شبابش مشتری فعل و عطاردشغل داشت گرچه در شیبش مقابل کوب جوزا ساخته. واله هروی (از آنندراج). هر تعدی را مکافاتی مقابل کوب هست می خورد بر سکه زر تا سکه بر زر می خورد. محسن تأثیر (از آنندراج). دعای ساکن میخانه هم دارد اثر، دانش در بازش مقابل کوب محراب است پنداری. رضی دانش (از آنندراج). تیمورشاه برخوردارخان را با جمعی از سپاه قزل باش و افغان به سمت بلخ فرستاد، چون مقابل کوبی نداشت، خان موصوف شهر بلخ و اطراف او را به حیطهٔ تسخیر آورد. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۱۱۸). || حریف دردکش. (آنندراج). و رجوع به مقابل شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقابل‌کوب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید