معنی مفسلة
5 بازدید
[ مُ فَ سْ سِ لَ ] (ع ص) آن زن که چون شویش به خود خواند بهانه آرد. (مهذب الاسماء). زنی که به بهانهٔ حیض شوی را از خود بازدارد وقت نشاطش و گردن کشی کند و حیله انگیزد. (منتهی الارب). زنی که چون شوی خواهد با وی بغل خوابی کند به بهانهٔ حیض او را از خود دور کند و گردن کشی نماید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مفسلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر