معنی مفسقه
6 بازدید
[ مَ سَ قَ ] (ع اِ) اسم مکان از فسق. بیت اللطف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). محل فسق و فساد. (کلیات شمس چ فروزانفر ج ۷ فرهنگ نوادر لغات). مفسقة: قوت و غذای باب تو و عم و خال تو ز آخال و از تکسک خرابات و مفسقه. سوزنی (از یادداشت ایضاً). این خواجه را چاره مجو بندش منه پندش مگو کآنجا که افتاده ست او نی مفسقه نی معبده ست. مولوی.
کلمات همقافیه با «مفسقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر