معنی مفسد

معنی مفسد

6 بازدید
[ مُ سِ ] (ع ص) تباه کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). تباه کننده. فسادکننده. (ناظم الاطباء). تباهکار. (مهذب الاسماء). فتنه ساز. فتنه انگیز. مضر. ضرررسان. مخرب. اهل فساد و زیان. گناهکار و مجرم. مرد فتنه جو و بدخواه. (از ناظم الاطباء). تبهکار. بدکار. مقابل مصلح. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bوَ إِنْ تُخََالِطُوهُمْ فَإِخْوََانُکُمْ وَ اَللََّهُ یَعْلَمُ اَلْمُفْسِدَ مِنَ اَلْمُصْلِحِ . ۱۳-۲۲۲:۲۲۰/}(قرآن ۲/۲۲۰).{/B قََالُوا یََا ذَا اَلْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ .۱-۱۱۱۸:۹۴/} (قرآن ۱۸/۹۴). {/Bأَلاََ إِنَّهُمْ هُمُ اَلْمُفْسِدُونَ وَ لََکِنْ لاََ یَشْعُرُونَ .۱-۸۲:۱۲/} (قرآن ۲/۱۲). و آنان که مفسدان جهانند و مرتدان از ملت محمد و توحید کردگار...منوچهری. نگذاریم که از بلخان کوه و دهستان و حدود خوارزم و جوانب جیحون هیچ مفسدی سر برآرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۷۹). حاکم اینجا امیر بغداد است و مفسدان فساد میکنند به داد نمی رسد به علت آنکه به خویشتن مشغول است. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۴۳۷). مفسدی چند مردمان جلد با وی یار شد و کاروانها می زدند و دیه ها غارت می کردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۷۲). مضربان مفسد صورت من زشت کرده بودند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۳۵۰). مرا ایزدتعالی از بهر آن آفریده است و بر خلق گماشته تا مفسدان را از روی زمین برگیرم. (سیاست نامه). در این حال مرا چنان معلوم کردند که قومی از مفسدان کوچ و بلوچ... مالی برده اند. (سیاست نامه). من از ایشان به جان آمده ام که اغلب ایشان دزد و مفسدانند. (سیاست نامه). می کنند این و هیچ مفسد را بر چنین کارها حکایت نیست.مسعودسعد. تمامی مفسدان اطراف دم درکشیدند. (کلیله و دمنه). امن راهها و قمع مفسدان... به سیاست منوط. (کلیله و دمنه). از دو حال بیرون نیست یا مصلح است یا مفسد، اگر مصلح است در حبس داشتن ظلم است و اگر مفسد است مفسد را زنده گذاشتن هم ظلم است. (چهارمقاله ص ۷۳). از برای تقدیم و تعریک مفسدان... (سندبادنامه ص ۳). چون بمرد آن مرد مفسد در گناه گفت می بردند تابوتش به راه. عطار (منطق الطیر چ گوهرین ص ۱۰۴). گفت سبب مفسدی چند، چندین هزار خلق را چگونه توان کشت. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۹۰). چو از کار مفسد خبر یافتی ز دستش برآور چو دریافتی. سعدی (بوستان). مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه. (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «مفسد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید