معنی مفسخ
7 بازدید
[ مُ فَ سْ سِ ] (ع ص) نام دردی است که صاحبش چنان پندارد که آن عضو را پاره پاره می کنند. (غیاث) (آنندراج). المی است که گویی موضع آن از هم بازمی شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). یکی از پانزده وجعی که دارای اسم هستند. شیخ الرئیس در قانون، در «الاوجاع التی لها اسماء» گوید: سبب الوجع المفسخ هو مادة ما تتخلل بین العضل و غشائها فتمتد الغشاء بل العضلة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مفسخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سخ» برای سرودن شعر