معنی مفزعة
5 بازدید
[ مُ زِ عَ ] (ع ص) تأنیث مفزع. ترساننده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفزع شود. - احلام مفزعة؛ خوابهای هراسناک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ زَ عَ ] (ع اِ) پناه جای. مفزع. (منتهی الارب) (آنندراج). ملجأ. پناه جای. مذکر و مؤنث و واحد و تثنیه و جمع در آن یکسان است. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنچه از وی یا از جهت وی ترسیده شود. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه از وی ترسند یا آنچه از جهت وی ترسند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مفزعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر