معنی مفرس
5 بازدید
[ مُ فَ رْ رَ ] (ص) فارسی کرده شده، از قبیل معرب که به معنی عربی کرده شده است. (آنندراج). کلمه ای که از زبان دیگری به فارسی آورده شده: برشکال مفرس برسکال است. (غیاث). پسندشده در زبان فارسی. (ناظم الاطباء). بعضی این صورت را به معنی فارسی شده به کار برده اند، مانند معرب که به معنی عربی شده است. پارسی گردانیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ رَ ] (اِ) نوعی از زیب و زینت باشد که از سقف عمارتها آویزان کنند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مصحف مُقَرنَس است. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «مفرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر